احمد بن ابو الحسن النامقي الجامي ( احمد ژنده پيل ) ( شيخ احمد جام )
84
كنوز الحكمة ( فارسى )
بعزّتى و جلالى كه نيافريدم هيچ خلقى عزيزتر از تو ؛ به تو بگيرم ، و به تو بنوازم ، و به تو عطا دهم ، و به تو عزيز كنم ، و به تو خوار كنم ، و به تو ثواب دهم ، و به تو عقاب كنم . و اين خطاب به نور محمّد مصطفى بود ( ص ) ؛ زيرا كه اصل همه نورها از نور محمّد مصطفى بود ( ص ) : چه نور عرش ، و نور كرسى ، و نور لوح و قلم و آفتاب ، و ماهتاب ، و ستاره و روز ، و نور عقل همه از نور محمّد بود ( ص ) . و آن نور ، نور فقر بود كه نسمهء او و هرچه در اين جهان ، و در آن جهان عزّى دارد از آن نور عزّ دارد . و از آنجاست كه مهتر ( ص ) گفت : الفقر فخرى و هم ازآنجا گفت : اللّهمّ أحينى مسكينا ، و أمتنى مسكينا ، و أحشرنى يوم القيمة فى زمرة المساكين . همه نازش او به فقر از اين بود كه در همه درياهاى عزت و جبروت هيچ گوهر عزيزتر و مكرّمتر از فقر و نور فقر نه بود ، و نه هست . و مهتر ( ص ) مىگويد : أحبّ خلق اللّه إلى اللّه الفقراء ؛ لأنّه كان أحبّ الخلق إليه الأنبياء فابتلاهم بالفقر . ربّ أشعث الرّأس أغبر القدمين لا يؤبه له لزوّد جوعه اللّثمة و العمار ، لو أقسم على اللّه لأبرّه . الفقر أزين على المؤمن من العذار الجيّد على خدّ الفرس . طوبى لمن أسلم برزق الكفاف و صبر عليه . اين همه اعزاز فقر و نازش مهتر ( ص ) بدان نه از نادانى ، و بىعلمى ، و بىمعرفتى بود - كه علمها نتيجهء علم او بود - امّا هركسى قدر درّ و گوهر نداند ؛ قيمت گوهر و درّ جوهرى شناسد ، و قدر آن او داند . مردم نادان باك ندارد كه : تايى نان ، و گوهر شبچراغ فراپيش او برى و گويى از اين دو كدام خواهى ؟ او نان اختيار كند ! گويد : من آن گوهر چه خواهم كرد ؟ ! نان بخورم ؛ آن مرا به چه كار آيد ؟ ! و اگر از آن نوع مردم صد ، و اگر هزار باشند ، همه آن گويند . عقلى و علمى و معرفتى چنانكه آن مهتر ( ص ) مىبايد تا گوهر فقر و معرفت از هژده هزار عالم اختيار كند ، و گويد : لكلّ نبىّ حرفة ، و حرفتى اثنان : الفقر و الجهاد . فمن أحبّ كلاهما فقد أحبّنى ، و من أبغض كلاهما فقد أبغضنى . و هم مهتر ( ص ) روزى از غزا باز آمده بود ؛ روى فرا ياران كرد ، و گفت : رجعنا من الجهاد الأصغر إلى جهاد الأكبر . گفتند : يا رسول اللّه ! « جهاد اصغر » كدام است ، و « جهاد اكبر » كدام است ؟ گفت : « جهاد اصغر ، اين است كه از آن باز آمديم - كه در روى كافران تيغ ، و